نی نی جووووووون

28 هفته و یک روز...

1393/5/13 23:03
نویسنده : مامان حسنا*
409 بازدید
اشتراک گذاری

ص

عشق من سلام!

خوبی پسرکم؟

شیطون بلای خودمی...

خیلی خسته ام. آخه از دیروز رفته بودم خونه ی عزیز شب نتونستم اونجا بخوابم.ط الانم تازه اومدیم خونه. عزیز برای خونمون پول داد فرش خریدیم. کادوی رو سیسمونی شما بود. دستش درد نکنه.

پس زود برم سر اصل مطلب:

ص

تغییرات مامانی:

قد: 160 سانتیمتر

وزن: 77 کیلوگرم

دور شکم: 102 کیلوگرم

تغییرات: وزنم خوب اومده پایین. از هفته ی پیش 300 گرم. ولی نگرانم که این کم شدن وزن مشکلی برای تو پیش نیاره. این هفته که وقت دکتر دارم می پرسم ازش. فکر میکردم خونه ی عزیز که این همه الویه خوردم الان کلی وزن گرفته باشم. دور شکمم یه سانت اضافه شده.

علائم: به شدت خسته میشم و بدنم درد میکنه. دنده هام درد میکنه. وسط قفسه ی سینه ام درد میکنه و فشار میاد بهش. زانوی پای چپم خیلی درد میکنه. بدجوری اسید معده ام ترشح میشه. کلا این هفته داغونم. تازه بابایی کل خونه رو تمیز کرد تو روزای تعطیلیط و من اصلا دست به سیاه و سفید نزدم.

موعد دکتر: 15 مرداد...

احساسات مامانی: ترس از زایمان اومده سراغم. نمیدونم چطوری زایمان کنم. به دکترم که گفتم سزارین میخوام ولی نمیدونم به چه روشی سزارین کنم. اصلا خیلی درگیرم با این موضوع... تو که خیلی شیطنت میکنی و بعضی وقتا سرکارمون میذاری. یه لحظه هم آروم و قرار نداری و اگه یه ساعت از حرکت بیفتی دلمون شور میزنه. بابایی که کلی به مدل تکون خوردنت میخنده و ذوق میکنه. منتظرم که یه کم خستگیم تموم بشه و برم سر وسایل های اتاقت و مرتبشون کنم و خلاصه همه چی رو آماده کنم برای اومدنت...

خدایا مراقب سید حسین ما باش.

دوستت دارم.ل

بوس بوس بوسن

پسندها (1)

نظرات (0)