37 هفته و یک روز...
![]()
سلام پسر خوبم!
چاقالوی من خوبی؟
خوب چاقالو شدی و مامانی خوشحاله...
هفته ی پیش رفتم پیش خانوم دکتر و سونو نوشت رفتم یه جای معمولی انجام دادم و گفت که سه کیلو شدی، خوشحال شدم.
بهم هم گفت یه کم دیگه وزن اضافه کنم.
گفت که دفعه ی بعدی هم ویزیت آخره و نامه هم داد برای بیمارستان...
26 مهر قراره به دنیامون قدم بذاری و زندگیمون رو شیرین تر کنی عشقم...
اما زود برم سر اصل مطلب:

تغییرات مامانی:
قد: 160 سانتیمتر
وزن: 81.600 کیلوگرم
دور شکم: 108 سانتیمتر
تغییرات: وزنم 600 گرم اضافه شده و دور شکمم هم یک سانت...
علائم: خوابم یه شدت به هم ریخته و عصبی هم هستم. سریع هم گریم میگیره. اشتها ندارم بعد یهو گشنم میشه...
موعد دکتر: یکشنبه 20 مهر... آخرین ویزیت تو مطب هستش...
احساسات مامانی: دیگه خیلی منتظرتم. از این همه انتظار هم کلافه هستم هم عصبی هم زودرنج. کل فکر و ذهنم شده اومدن تو. خدا کنه زود بگذره...
دوستت دارم عشقم...
بووووووووووس

37 هفته و یک روز...
