حدسیات من و بابایی...
عزیز دلم!
جات خوبه؟
داری کم کم اذیت هاتو زیاد میکنی.
دل مامانی درد میکنه.
با هر دردی میترسم.
ولی امیدم به خداست.
خودش تو رو داده بهم و مطمئنم خیلی هم مراقبته...
آخه امسال تو هیات و شب های دهه ی اول محرم خیلی بخاطر نموندنت گریه کردم.
خصوصا شب علی اصغر(ع)...
.gif)
امشب شب تولد مامانیه...
بابایی هم برام اون تابلو فرشم رو برد درست کرد و قاب گرفت.
ایناهاش:

حالا بگم از حدس خودم و بابایی در مورد تو...
من حدس زدم تو پسر باشی.
بابایی هم گفت فکر میکنم دختر باشه...
هر چی باشی من و بابایی عاشقانه دوستت داریم.
چه دختر و چه پسر برامون فرقی نداره...
فقط میخوایم تو پیشمون بمونی.
این حدسیات هم همش بخاطر خوشحالی و وقت گذروندنه...
ما دوستت داریم.
بووووس
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

حدسیات من و بابایی...
