20 هفته و یک روز...

قند عسلم سلااااااام!![]()
شیطون بلای مامانی حالت خوبه؟
جات گرم و نرمه؟
اون تو از گرما اذیت نمیشی؟
من که این بیرون دارم از گرما هلاک میشم.
امروز وارد نیمه ی دوم بارداری شدیم.
حالا بریم ببینیم این هفته چه جوری بود.

تغییرات مامانی:
قد: 160 سانتیمتر
وزن: 74.500 کیلوگرم
دور شکم: 96.5 سانتیمتر
تغییرات: از وزن که حرف نزنم خیلی بهتره. از اول بارداری تا حالا دقیقا شد 10 کیلو اضافه وزن. دور شکمم 1.5 سانتیمتر بیشتر شده. خیلی خوشم میاد که شکمم زده بیرون و همه میفهمن که تو دلم یه نی نی دارم.
علائم: واااااااای... این هفته خیلی سخت گذشت. یه شب که باز بیخودی بالا آوردم.
پا درد که چند روزه اومده سراغم و زیر دلم که درد میکنه یه خرده...کمردرد دارم. ماهیچه های پام خیلی درد میکنه و گاهی هم دچار گرفتگی رگ های ماهیچه ی پا میشم. خستگی هام برگشته. خیلی بدخواب شدم.
دیشب که از ساعت 2 بیدار شدم و خوابم نمی برد تا ساعت 6 صبح... خلاصه که کلی دردهای مختلف داشتم این هفته... به علاوه ی اینکه چقدر هم تکونات بیشتر شده... جووووووونم
موعد دکتر: 21 خرداد... یعنی همین 4 شنبه باید برم پیش خانوم دکتر مهربون...
احساسات مامانی: اگر بدونی از روزی که رفتم سونو آنومالی چی دارم میکشم. هر وقت به یاد اون صورت نازت میفتم گریه ام میگیره.
حس میکنم افسرده شدم. دوست دارم زودی این چند ماه تموم بشه و بیای تو بغلم. همش دلم برات تنگ میشه. نمیدونم باید چطوری این دوران رو سر کنم. بافتنی می بافم بلکه سرم گرم بشه.
پسر گلم!
می سپرمت به خدای مهربون...
مراقب خودت باش.
دوستت دارم.![]()
بوس بوس بوس

20 هفته و یک روز... 
