نی نی جووووووون

5 هفته و یک روز...

1393/1/14 12:24
نویسنده : مامان حسنا*
600 بازدید
اشتراک گذاری

 

ئ

سلام عزیز دلم!ص

خوبی مامانی؟

تعجب نکن که باز زدم 5 هفته و یک روز؛ آخه خانوم دکتر تو سونو یکشنیه زد که سن بارداری 4 هفته و 6 روزه

خوب قبلا هم گفتم که فعلا تقریبی حساب میکنم تا وقت سونو...

تازه فکر میکنم بازم هنوز سن بارداری دقیق نیست.

من هر دفعه طبق اون چیزی که تو سونوگرافی میزنه حساب میکنم و وضعیت رو برات مینویسم تا بالاخره دقیقا مشخص بشه.

خاله ها میگن سن دقیق توی سونوگرافی ان تی معلوم میشه که خوب اونم تو سه ماهگی انجام میدن.

ش

تغییرات مامانی:

قد: 160سانتیمتر

وزن: 65.200 کیلوگرم

دور شکم: 89 سانتیمتر

تغییرات: ووووووووو. وزنم خیلی زیاد شده تو یه هفتهح. هی بابایی برنج دمپخت میذاره منم گشنم میشه دم به ساعت میخورم وزنم بالا میره. باید رعایت کنم وگرنه خیلی چاق و چله میشم. یه کم هم دلم بزرگتر شده. خب تو اومدی توش بایدم گنده بشه.

علائم: هنوز ترشح خاصی ندارم. ولی دلم یه وقتایی یه جوری تیر میکشه و درد میگیره. سینه هام دردش بیشتر شده. یه کم که فعالیت میکنم سریع کمردرد میگیرم. هنوز بدخوابم. تو خواب تشنه ام میشه. دهنم مزه ی تلخی میده. هنوزم حوصله ام سر میره و اخلاقم هم تند شده. بعد از غذا خوردن حالت تهوع میگیرم. ولی از دیروز که دارم ب کمپلکس تجویز دکتر رو میخورم بهترم.

موعد دکتر: خانوم دکتر گفته 25 اسفند برم که سونو کنه و ببینیم خودتو نشونمون میدی یا بازیگوشی میکنی. به بابا گفتم زود بیاد خونه که منو برسونه مطب. آخه نزدیک چهارشنبه سوری میشه و تو خیابون ها کلی ترقه میزنن و مامانی میترسه تنهایی...

احساسات مامانی: بی صبرانه منتظرم که صدای قلبت رو بشنوم و خودتو ببینم. همه اش دست به شکمم میزنم که ببینم بزرگتر شده یا نه. خیلی تو فکرتم.

 

عزیز دلم محکم بچسب به دل مامانی و خوب رشد کن که صدای قلب نازنینت رو بشنوم.

یوووووووسج

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)