نی نی جووووووون

ترسوندن مامانی/خرید عیدی...

1393/1/10 21:01
نویسنده : مامان حسنا*
813 بازدید
اشتراک گذاری

سلام جیگرمممممممم!

خوبی؟

خوبی دیگه...

فقط قصد داری مامانی رو بترسونی.ی

شیطون بلا...

بالاخره که میای بغل مامانی. ببین من چطور اون لپ های تو رو گاز گاز کنم. انقدر دو سه روزه منو ترسوندی.ر

اون از تهوعم که رفته بود و بعد هم که اومد خیلی کم بود. این دو سه روزم که دل درد داشتم. تازه رگ سیاتیکم هم گرفته...

خلاصه از ترس صبح پا شدم به هر سونوگرافی زنگ زدم تعطیل بود و به جا که خیلی هم خوب نبود باز بود و نسخه میخواست.

بابایی رفت یه دکتر عمومی داد نوشت برام...

عصری رفتیم بیرون و رفتیم سونو...

همه چی خوب بود و خدا رو شکر محکم چسبیدی به دل مامانی و قلبت هم میزد ولی بازم صداشو برام نذاشت. دلم شکست خوب...ز

اینم عکس سونو:

د

ض

چرا نمیذارن صدای قلبت رو بشنوم؟!!! دارن شکنجه ی روحی میدن منو...

راستی تو این سونو زده 9 هفته و 6 روز که طبق تاریخ خودم درسته ولی طبق تاریخ دکتر جون دو روز بیشتره...

منم چون به دکترم اعتماد دارم و مبنای سن رو روی سونوهای خانوم دکتر گذاشتم به همون سونوی قبلی سنت رو حساب میکنم. یعنی 9 هفته و 4 روز هستی امروز...

دیگه خیالم راحت شد و با بابایی رفتیم برات چند تا چیز کوچولو خریدیم که باشه برای عیدی و سیسمونی...

امیدوارم که دوسشون داشته باشی عزیز دل مامانی...

دندونگیر مایع دار:

ثب

یرس و شونه جغجغه ای:

س

زنجیر پستونک:

ت

دوستت دارمممممممممممممممممف

بووووووووووووووووووووووووسئ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)