نی نی جووووووون

14 هفته و یک روز...

1393/2/7 16:48
نویسنده : مامان حسنا*
670 بازدید
اشتراک گذاری

 

ز

سلام گل پسرم!ر

خوبی؟

حالا من هی بگم گل پسر نیهو تو سونوی بعدی بگن گل دخترز!!!

خوب فعلا که گفتن گل پسری منم به حرفشون اعتماد میکنم آخه سونوگرافیست فوق العاده ای بود که رفتم پیشش...

این بابایی خیلی تنبله...ز

الان یه هفته ای برات یه شعر قشنگ گفته ولی نیومده برات بنویسه...

خوب خیلی خسته میشه البته...

از صبح سرکار و بعدش هم میاد خونه یا منو می بره بیرون یا داره کمک مامانی میکنه...ز

دیروز هم خاله مریم اومد اینجا با کلی لباس و عروسک های خوشگل...ط

حالا بعدا برات عکساشونو میذارم.

بریم سراغ تغییرات این هفته...

ص

تغییرات مامانی:

قد:160 سانتیمتر

وزن: 69.800 کیلوگرم

دور شکم: 91 سانتیمتر

تغییرات: خوب خدارو شکر که این هفته لااقل 400 گرم کم شدم. امیدوارم هم به تو خوب غذا برسه هم مامانی چاقالو نشه. دور شکمم هم یه افزایش 1.5 سانتی داشته. داری بزرگ میشی عشقم...ب

علائم: سردردها کمتر شده ولی هنوز هست و این هفته هم باز یه صبح که با سردرد بیدار شدم و بوی آشپزخونه خورد بهم بالا آوردم.خ بابایی هم نبود و کلی ترسیده بودم. تقریبا وقتی فعالیت زیادی میکنم بعدش سردرد میگیرم. دقت کردم تقریبا از اوایل بارداری صبح ها بعد از بیدار شدن عطسه میکنم. درد سینه ها هنوز به صورت کم هست. زیر دلم تقریبا سفته. یادم رفت دو روز شیر نخوردم ناجور دل درد و نفخ کرده بودم و یبوست شده بودم ولی خدا رو شکر زود رفع شد. سرما نخوردم ولی آبریزش بینی دارم بعضی اوقات... اون حالت نبض زدن ها تقریبا بیشتر و محکمتر شده و فکر میکنم دیگه حرکات تو باشه ولی بازم مطمئن نیستم. بیشتر هم اطراف پایین و کناره های نافمه و خصوصا سمت راست... قبلا ها خیلی کم بود ولی الان تقریبا تو هر ساعتی حسش میکنم. سمت راست کنار نافم بعضی وقتا یه حس اسپاسم و گرفتگی دارم که انگار تو گوله شدی اونجا...خوابم خیلی به هم ریخته و کم شده. البته بالش بارداری خریدم و خیلی بهتر میخوابم ولی بازم مثل قبل نیستم. خستگی بدنم کمتر شده... تکرر ادرار خیلی دارم. شبا چندباری بلند میشم میرم دستشویی. دست و پام هم خیلی خواب میره...

موعد دکتر: همون 24 اردیبهشت. میخوام برای سونو بعدی هم برای 8 خرداد وقت بگیرم.

احساسات مامانی: بازم مثل دفعات قبلی تا یه هفته از سونو میگذره من هی نگران سلامتی تو میشم که نکنه اتفاقی برات بیفته.ص دل خوشم به اون حرکات نبض مانند... این هفته هم کلی خودمو درگیر جمع کردن یه لیست از وسایل مورد نیاز سیسمونی کردم.ن سرم گرم میشه و کمتر فکر و خیال الکی میاد تو ذهنم. داریم اون اتاقه رو هم جمع میکنیم که کم کم برای وسایل تو آماده اش کنیم. همش تو رو تو لباس ها و وسایلی که قراره بخریم تصور میکنم. اینکه تو بغلم میخوابیی یا باهات میریم بیرون. کلی بهت فکر میکنم و به شیطنت هایی که قراره انجام بدی.ط خیلی دلم میخواد زود این دوران تموم بشه و بیای تو بغلم و من کلی تو رو بوس کنم.

دوستت دارمر

بوس بوس بوسط

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

محیا
8 اردیبهشت 93 20:21
سلاااااااام مامان حسنا وااااااااای خدای من باورم نمیشه نمیدونی چقدررررر خوشحال و ذوق زدم عزیزمممم مبارک باشه نمیدونی که بچه دار شدن یکی از دعاهای بعد از نماز من بود ای جونممم حسین کوچولومون کی میاد آخه!؟؟! نمیدونی چقدر اشتیاق دارم برا دیدن روی ماهش... توی نی نی وبلاگ هم ساختی وبلاگ خواهر منم برا پسرش اینجا وبلاگ ساخته تقریبا 3 ساله اما اون رمزدار می نویسه حسنا جونم خلاصه اومدم بگم که از صمیم قلبم خوشحالم الان
مامان حسنا*
پاسخ
سلاااااااااااااااااام محیا جونم خوبی؟ مرسی از لطفت عزیزم ممنون که دعام کردی خیلی سرم گرم بچه شده اصلا وقت نمیکنم حال دوستای عزیزم رو بپرسم حالا نیومده وقت ندارم بیاد فکر کنم خودم هم فراموش کنم ایشالله که قسمت تمام خانوما بشه بازم برام دعا کن چون هنوز یه مرحله ی مهم دیگه مونده برای سلامتی نینی