15 هفته و یک روز...

سلام جیگرم!
حال و روزت خوبه؟
میدونم این روزا دارم اذیتت میکنم ولی دست خودم که نیست همش بخاطر بارداریه...
انقدر این هفته سرگرم بودم که وقت نکردم کادوهایی که خاله مریم برات خریده رو برات بذارم اینجا. خودم هم برات یه دست لباس خوشگل گرفتم.
برات تخت و کمد خریدیم که تازه امروز آوردن و باید مرتب کنم بعد ازشون برات عکس بگیرم.
سرویس کالسکه هم خریدیم برات عشقم...
حالا بریم سراغ این هفته...

تغییرات مامانی:
قد: 160 سانتیمتر
وزن: 70.800 کیلوگرم
دور شکم: 91.5 سانتیمتر
تغییرات: من که دیگه گریه ام گرفته.
آب هم میخورم وزنم میره بالا. بابا هم که دیگه بدتر. تا میگم شام نمیخورم قهر میکنه و ناراحت میشه میگه به خودت برس. دیگه از دیروز که به مامان مهری گفتم و اونم گفت به حرف بابایی گوش ندم و فکر ماه های آخر باشم دیگه بابایی اصراری نکرده. دور شکمم از هفته ی قبل نیم سانت بیشتر شده. شلوارهای معمولی دیگه تنم نمیشه.
علائم: سینه هام درد نداره ولی سنگین شدن. بیشتر علائم بارداری رفتن و فقط نفخ دارم. حتی دیگه خسته هم نمیشم که بابایی بخواد ماساژم بده. احساس میکنم شکمم خیلی بزرگ شده و دیگه تابلو شده که باردارم.
موهام خیلی ریزش داره. استرس هم که دیگه نگوووووو. هوس آلو اسفناج کرده بودم. بابایی دوست نداره منم دیروز خونه ی مامان مهری بودم یه جورایی سربسته بهش گفتم اونم خیلی زود برام درست کرد
و داشتم میومدم برام ریخت تو ظرف و آوردم. برای بابایی هم لوبیاپلو درست کرد. بنده ی خداها بخاطر ماه رجب روزه بودن و منم کلی زحمت دادم بهشون. خیلی گر میگیرم که بابا سیدجواد برامون کولر گرفت و الان تا گر میگیرم میشینم زیر کولر. حرکاتت واضحتر و بیشتر شده...
موعد دکتر: 24 اردیبهشت. هنوز برای سونو وقت نگرفتم باید فردا پس فردا بگیرم.
احساسات مامانی: من که کلی استرس دارم برای سلامتی تو. یه وقتایی که یه کم به خودم فشار میارم میترسم و کلی منتظر میشم تکون بخوری. تو هم که لجبازی میکنی یه روز که من ناراحتم و استرس دارم تا دو روز تکون نمیخوری. البته امروز که کلی تکون خوردی. شبیه لیزخوردن... دیگه تقریبا تو تمام ساعت های روز حس نبض زدن رو دارم و این بهم آرامش میده ولی تا یاد دکتر و سونو میفتم باز استرس میگیرم. گرچه خودمو سرگرم میکنم کمتر فکر کنم. این هفته هم میخوام برم نمایشگاه و کلی چیزای خوشگل برات بخرم.
خداجون مراقب نی نی جون ما باش.
عشق مامانی تو رو می سپرم به خدا و ائمه، خصوصا امام حسین جون...
دوستت دارم نفس...![]()
بوووس![]()

15 هفته و یک روز... 
