خرید واسه جوجو...
سلام عشق مامان!
دیگه داریم کم کم آماده میشیم تا زود زود بیای پیشمون...
بابایی قراره بره آزمایش...
منم رفتم آزمایش دادم.
سه شنبه جوابشو میدن ولی یکشنبه باید برم پیش خانوم دکتر مهربون...
![]()
امروز با بابایی رفتیم خرید...
یه دفعه دلم خواست برات یه چیزی بخرم.
قبلا هم برات لباس خریدم.
یه کفش هم برات از اصفهان سوغاتی آوردم.
البته نمیدونم که دخملی یا پسمل...
ببین این کفش ها رو:

این لباس هم چند وقت پیش خریدم:

حالا درسته که پسرونه اس ولی دخملی هم باشی تنت می کنم.
اما فکر می کنی امروز برات چی خریدم؟
دلم نمیاد که منتظرت بذارم.
این خرید امروز من برای جوجوی خودم:

ایشالله که بزرگ میشی و با این قاشق و چنگال غذا میخوری
و مامان و بابا هی قربون صدقه ات میرن.
البته من قبلا هم برات چند تا لباس تو خونه ای خوشگل خریدم که خیلی زیادن و نمیتونم از همه اشون عکس بگیرم و برات بذارم.
همه اشون مبارکت باشه جیگرم!
![]()
راستی یه خبر رو یادم رفت بهت بگم.
دارم میرم کلاس بافتنی!
خوب دلم میخواد خودم برات لباس گرم ببافم.![]()
تازه دوست دارم برای بابایی و برای خودم هم کلی چیزای خوشگل ببافم.
تازه بعدا هم شاید برم خیاطی...![]()
ولی تو هم باید قول بدی که زودِ زود بیای ها...
من و بابا خیلی دوستت داریم.
بووووووووووووووووووووووس![]()

خرید واسه جوجو...
