نی نی جووووووون

22 هفته و یک روز...

1393/4/2 21:38
نویسنده : مامان حسنا*
579 بازدید
اشتراک گذاری

ب

سلام آقا سید حسین جونم!

خوبی شیطونک من؟

وای که تو چقدر بلایی...

همش در حال مشت و لگد زدنی...

بابایی دستشو میذاره رو دل مامانی و حرکاتت رو حس میکنه...

دو شب پیش هم  بازی ایران با آرژانتین تو جام جهانی بود که کلی حرص خوردیم و آخرش هم با ناداوری ولی با بازی خوب بچه ها باختیم. واقعا حقمون برد بود. انقدر حرص و جوش خوردم سر بازی که بعدش تو دیگه ساکت نمیشدی وکلی مامانی رو مشت و لگد زدی.

فکر کنم جو فوتبال گرفته بودت... خخخخل

خوب اما این هفته:

ل

تغییرات مامانی:

قد: 160 سانتیمتر

وزن: 76.100 کیلوگرم

دور شکم: 98 سانتیمتر

تغییرات: واقعا دیگه موندم وزنمو چطور کنترل کنم. اینطوری باید کلا هیچی نخورم بلکه وزنم بالا نره. حالا خوبه من شیرینی و شکلات هم نمیخورم. ای بابااااااااااااااااااا... دور شکمم تغییری نداشته از هفته ی پیش...

علائم: دست و پام خواب میره. تکون هات خیلی زیاد شده. یه کم حوصله ام سر مبره تنهایی تو خونه... خیلی گرمم میشه که البته هوا هم خیلی گرمه.د خوابم هم نه خیلی خوبه نه خیلی بد... صورتم جوش زده و امروزم رو لبم تبخال زده.

موعد دکتر: 18 تیر...

احساسات مامانی: فکر میکنم از هفته های قبل آرومتر شدم. آخه وقتی تکون میخوری آروم میشم و ذوق میکنم. بعضی روزا برات داستان میخونم و سی دی های قشنگ میذارم برای تقویت هوش...کلا این روزا حالم خوبه...ک

پسر گلم مراقب خودت باش...

دوستت دارم.م

بوووووووووووووووووووووووووووسذ

پسندها (4)

نظرات (1)

ابجی سجا
2 تیر 93 22:49
تمنا دارم از آسمان که اگر حتی قطره ای خوشبختی از آسمان بارید، بر گونه ی تو باشد