نی نی جووووووون

23 هفته و یک روز...

1393/4/9 13:25
نویسنده : مامان حسنا*
495 بازدید
اشتراک گذاری

ع

سلام وروجک!ر

خوبی پسر شیطون بلا؟

عاشقتم یعنی...

می پرسی برا چی؟

خوب انقدر که وول میخوری.ط

شکم مامانی میره هوا با تکونای قشنگت...

آفرین به همین شکل ادامه بده و بازی کن تا من لذت ببرم.

هفته ی پیش سه شنبه اولین عروسی رو باهات رفتیم.

عروسی پسر معلم کلاس اول ابتدایی مامانی بود. آخه من هنوز با معلم اون سالم دوستم.

وای که چقدر شیطنت کردی و اون تو آفتای بالانس زدی و حسابی قر دادی.ط

اولین ماه رمضونم هست که تو پیشمونی. یعنی کی میرسه تو هم با ما بیدار بشی واسه سحری و روزه گرفتن؟

عزیزمی...ئ

ث

تغییرات مامانی:

قد: 160 سانتیمتر

وزن: 77.700 کیلوگرم

دور شکم: 100 سانتیمتر

تغییرات: دیگه دارم میترکم کم کم... خدا کنه مشکلی برای این دوران بارداری پیش نیاد با این وضع اضافه وزن. دور شکمم خوب گنده شده ها...

علائم: وای که این چند روز خیلی بد بود. همش بیرون روی و دل پیچه داشتم. یه دفعه هم بالا آوردم.ب نمیدونم از چی شد. دست و پام خیلی تو خواب، خواب میره. هر طرف میخوابم حس میکنم خون اونجا پر میشه. تکونات خیلی شدید شده. شکمم قشنگ میره اینور و اونور. گاهی خودتو سفت میکنی و من قشنگ میتونم لمست کنم.

موعد دکتر: 18 تیر...

احساسات مامانی: خیلی خوشحالم برای اینکه حس میکنم تو وجودمی. عاشق تکوناتم. وقتی میخوام برات کتاب بخونم قبلش صدات میکنم که اگه بیداری بخونم. جالبه که اگه خواب باشی تا بگم میخوام کتاب بخونم بیدار میشی و با لگد زدن اعلام میکنی که حاضری گوش بدی.  یه روز که داشتم کتاب امام حسین رو برات میخوندم برعکس همیشه که فقط اولش تکون میخوری و بعد آروم گوش میدی، در طول خوندن اون داستان همش تکون میخوردی. قربونت برم که برا جدت بی تاب میشی. ایشالله که همیشه همینطور بی تاب ارباب باشی...

به خدا سپردمت جوجه کوچولو...ص

دوستت دارمم

بووووووسل

پسندها (2)

نظرات (0)