نی نی جووووووون

33 هفته و یک روز...

1393/6/17 11:19
نویسنده : مامان حسنا*
908 بازدید
اشتراک گذاری

ط

سلام آقا سید کوشولووووووو!

خوفی؟

پسر پر تحرک و شاد من چطوره؟

قربونت برم.ک

چهارشنبه دکتر رفتم و بهم گفت که باید مایعات بیشتری بخورم و استراحتم رو بیشتر کنم چون یه درصد کمی احتمال زایمان زودرس دارم به دلیل اینکه طول سرویکسم رو مرز بود. مایعات هم چون مایع آمنیوتیک کم بود ولی نه خیلی... گفت آهن هم دیگه یه دونه بخورم.

منم عجب استراحت کردما!!!

تو این چند روز کلی خرید و آماده کردن یخچال و درست کردن حبوبات و گوشت و ...

کمرم شکست انقدر کار کردم.ر تو هم تا می نشستم منو میزدی. به بابایی میگفتم ببین داره میزنه که بگه چرا منو خسته کردی انقدر؛ بابایی هم ذوق می کرد.ز

این هفته اتاقت کامل مرتب شد و منم از اتاقت عکس انداختم و برات تو پست های بعدی میذارم. ساک بیمارستانم رو هم تقریبا آماده کردم و یه کم وسایل ریز و کوچیک مونده. خیلی باحال بود وقتی داشتم برات لباس میذاشتم. یه حس خوبی بود.ط

بریم سراغ این هفته:

ل

تغییرات مامانی:

قد: 160 سانتیمتر

وزن: 79.500 کیلوگرم

دور شکم: 106 سانتیمتر

تغییرات: وزنم نیم کیلو زیاد شده که بد نیست ولی بازم زیاد نشه بهتره. دور شکمم زیاد نشده. عزیز و مامان مهری بهم میگن شکمت کوچیکه و من به خاطر وزنت نگران میشمط ولی دوستام هم همه تو همین اندازه اس شکمشون...

علائم: نمیدونم چرا دو روز خوابم خوب میشه بعد یهو باز بدخواب میشم. یه کم نفخ داشتم تو این هفته که گذشت. زانودرد دوباره برگشته و نمیدونم بخاطر کم کردن قرص آهن هست یا نه چون تا وقتی دوتا میخوردم نداشتم ولی الان باز پا درد دارم. بازم حساس شدم و به کوچیکترین موضوعی که پیش میاد عکس العمل نشون میدم و از طرفی بعدش نگران حالت میشم که تو اذیت نشی. راستی مماخم باد کزده تا حدودی...ص

موعد دکتر: 26 شهریور...

احساسات مامانی: حساس و زودرنج شدم. شاید بخاطر نزدیک شدن به زایمانه و استرس اینکه زود دنیا بیای. منم که همیشه نکات منفی تو ذهنمه. خیلی تو دور و اطرافم نی نی هاشون تو هفته ی 35 دنیا اومدن که منم هفته ی دیگه وارد 35 هفته میشم و نگرانی هام از حالا شروع شده. تو کار خدا نمیشه دخالت کرد و هروقت بخواد تو به دنیا میای ولی نگران سلامتت هستم و دوست دارم هر وقت، چه زود چه دیر به دنیا میای صحیح و سالم باشی. مامانی دلم گرفته...و امروز نی نی همکار بابا دنیا اومد. هفته ی پیش هم یکی دیگه از همکارای بابایی نی نی دار شد. منم دلم گرفته و این انتظار برام سخته ولی بخاطر تو و سالم دنیا اومدنت تحمل می کنم. تو هم دعا کن که مامانی روحیه اشو از دست نده و افسرده نشه تا روزای اول زندگی تو برامون یه خاطره ی خوش باشه.

خدا جونم مراقب همه ی نی نی ها و نی نی ما باش.ک

دوستت دارم سید حسینم!ذ

بوس بوووس بوووووسن

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)