نی نی جونم دوباره اومدی پیشم...
سلام نی نی جونم! خوبی عشق مامان؟ از اون دفعه که مامان و بابا رو تنها گذاشتی دیگه حوصله نداشتم بیام اینجا... حتی خاله الهام اومده بود پیام گذاشته بود ولی من تازه همین الان دیدم. از وقتی که نیومده، رفتی؛ یه جوری افسرده بودم. می خندیدم ولی تو دلم غوغا بود. راستی تو این مدت دکترم رو عوض کردم و یه خانوم دکتر خیلی خوب پیدا کردم. تازه خونه خریدیم و اومدیم خونه ی جدید... اون خانوم دکتره که میگم، وقتی رفتم پیشش برام یه داروهایی نوشت. دو ماه باید میخوردم و میرفتم پیشش... ماه اول خوردم، ماه دوم هم خوردم و حس می کردم که تو دوباره اومدی تو وجودم... شک داشتم. 23 بهمن وقت دکترم بود. رفتم پیشش و از همه لحاظ ...
نویسنده :
مامان حسنا*
21:52

