نی نی جووووووون

10 هفته و یک روز...

1393/1/14 12:56
نویسنده : مامان حسنا*
568 بازدید
اشتراک گذاری

س

سلام شیطونک!م

خوب و خوش و سرحالی؟

تو دل مامانی بازی میکنی؟

فکر کنم داری بالا پایین می پری ها...ز

آخه دلم درد میگیره بعضی وقتا...

شیطون بلایی دیگه...

ئ

تغییرات مامانی:

قد: 160 سانتیمتر

وزن: 68.400 کیلوگرم

دور شکم: 90.5 سانتیمتر

تغییرات: آخیشششششششش.ط وزنم بالا که نرفته هیچ از هفته ی قبل 200 گرم کمتر هم شده. خودم که گفنم این هفته هم دو کیلو بیشتر شدم ولی خدا رو شکر که خوب بوده. حالا میخوام برنامه ی غذایی خودمو بهتر کنم و کمتر و مفیدتر بخورم و پیاده روی رو هم شروع کنم. شچون از مرز خطر تقریبا عبور کردیم و میتونم در روز نیم ساعت یه ساعتی رو پیاده روی کنم. دور شکمم تغییری نداشته.

علائم: حالت تهوعم تقریبا برگشته.و ولی معلوم نیست چه ساعتی تهوع بگیرم. در تمام ساعات روز امکان داره که تهوع بگیرم. فکر میکنم سینه هام بزرگتر شدن و هنوزم دردناک هستن و سمت راستی بزرگتر از سمت چپی هستش انگاری. شیافم دو سه روز پیشش تموم شد. خیلی کمردرد دارم و خیلی خسته میشم. دیشب هر نیم ساعت یه دفعه بابایی ماساژم میداد.ئ سیزده بدر هم رفته بودیم بیرون و من کلی خسته بودم و با ناله خوابیدم. دل درد هم دارم. اوایل که سمت راستم بود بعد اول این هفته رسید به کل زیر دلم و بعد هم سمت چپم. تو که سمت راستی نمیدونم سمت چپم چرا درد می کنه. بعضی اوقات فکر میکنم تکونهاتو حس میکنمئ ولی انگاری هنوز زوده برای حس کردن حرکاتت. نمیدونم چیه. شاید یه حالت نبض زدن باشه تو رحمم. تو خواب خیلی اذیت میشم چون همش نگرانم که نیفتم روی شکمم و تو آسیب ببینی. یه خط از دو سه انگشت زیر نافم تا پایین افتاده. سمت راست دلم هم یه کم درد داره از دیشب. خیلی گشنم میشه ها ئولی این هفته خدا رو شکر چاق نشدم. من از اول هم خیلی زیاد آش دوست داشتم ولی فکر کنم ویارم الان روی آش هستش چون خیلی دلم آش میخواد.

موعد دکتر: همون 27 فروردین که من فکر میکنم خیلی دیره و نمیدونم چیکار کنم. چون اون تاریخ من تو هفته ی سیزده هستم یا حداقل فرداش وارد هفته ی سیزده میشم و نگران آزمایش غربالگری هستم. فکر کنم باید خیلی فوری برم انجامشون بدم.

احساسات مامانی: فکر میکنم این دلشوره دیگه هیچوقت از من جدا نمیشه. کدوم مادری هست که دلشوره ی بچه اشو نداشته باشه؟ بی قرار اینم که صدای قلبت رو بشنوم و تکون خوردن هاتو ببینم. دیروز با بابایی کلی کتاب قشنگ برات خریدیم که در مورد مسائل مذهبی بود. ونمیدونم بالاخره کی میفهمیم جنسیت تو چیه. بعضی ها بهم میگن دختره بعضی ها میگن پسره. برای من سلامتی تو از هر چیزی مهمتره.

عزیز دلم مراقب خودت باش و به نی نی ها بگو که زود بیان تو دل مامانای منتظرشون...د

دوستت دارم عشقم....

بووووووووسظ

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

الی
20 فروردین 93 15:21
آخیییی از صبح هر بار اومدم یه کم خوندم الان دیگه تموم شد همه خاطرات این چند وقتت رو خوندم حسنا جون خودت که نمیای خبر بدی منم میام وبلاگتو میخونم بوسسسسسس برا تو و نی نی نازت
مامان حسنا*
پاسخ
سلام ممنون عزیزم خوشحال شدم خدا ایشالله نینی تو رو حفظ کنه خاله فداش بشه میام کسی نیست میرم به خدا بوووووووووس