نی نی جووووووون

24 هفته و یک روز...

عشق مامانی سلام! خوبی قربونت برم؟ فدات بشم که تند تند داری بزرگ میشی و کمتر از 3 ماه و نیم دیگه میای بغلم... منم همه ی سختی های شیرین این دوران رو بخاطر اون لحظه ای که بیای بغلم تحمل میکنم. تغییرات مامانی: قد: 160 سانتیمتر وزن: 78.200 کیلوگرم دور شکم: 101 سانتیمتر تغییرات: نسبتا وزنم این هفته کمتر از چند هفته ی اخیر بالا رفته، با این حال می ترسم با این اضافه وزن دچار دیابت بارداری بشم. دور شکمم 1 سانت از هفته ی پیش بزرگتر شده... علائم: خیلی دست و پام توی خواب، سر میشه. خواب میره. انگار خون جمع میشه اون قسمتی که افتادم روش. خیلی گرمم میشه و کمی نفسم میگیره و به سختی راه میرم. جوش ...
16 تير 1393

23 هفته و یک روز...

سلام وروجک! خوبی پسر شیطون بلا؟ عاشقتم یعنی... می پرسی برا چی؟ خوب انقدر که وول میخوری. شکم مامانی میره هوا با تکونای قشنگت... آفرین به همین شکل ادامه بده و بازی کن تا من لذت ببرم. هفته ی پیش سه شنبه اولین عروسی رو باهات رفتیم. عروسی پسر معلم کلاس اول ابتدایی مامانی بود. آخه من هنوز با معلم اون سالم دوستم. وای که چقدر شیطنت کردی و اون تو آفتای بالانس زدی و حسابی قر دادی. اولین ماه رمضونم هست که تو پیشمونی. یعنی کی میرسه تو هم با ما بیدار بشی واسه سحری و روزه گرفتن؟ عزیزمی... تغییرات مامانی: قد: 160 سانتیمتر وزن: 77.700 کیلوگرم دور شکم: 100 سانتیمتر ...
9 تير 1393

22 هفته و یک روز...

سلام آقا سید حسین جونم! خوبی شیطونک من؟ وای که تو چقدر بلایی... همش در حال مشت و لگد زدنی... بابایی دستشو میذاره رو دل مامانی و حرکاتت رو حس میکنه... دو شب پیش هم  بازی ایران با آرژانتین تو جام جهانی بود که کلی حرص خوردیم و آخرش هم با ناداوری ولی با بازی خوب بچه ها باختیم. واقعا حقمون برد بود. انقدر حرص و جوش خوردم سر بازی که بعدش تو دیگه ساکت نمیشدی وکلی مامانی رو مشت و لگد زدی. فکر کنم جو فوتبال گرفته بودت... خخخخ خوب اما این هفته: تغییرات مامانی: قد: 160 سانتیمتر وزن: 76.100 کیلوگرم دور شکم: 98 سانتیمتر تغییرات: واقعا دیگه موندم وزنمو چطور کنترل کنم. اینطور...
2 تير 1393

21 هفته و یک روز...

پسر قشنگم سلام! خوبی نفس؟ دل مامانی برات یه ذره شده... ایشالله که زوده زود با تن سالم میای تو بغلم... این هفته عزیز و خاله منیراینا اومدن وسایلتو دیدن و خاله منیر هم برات یه کادو آورد. یه ماشین خوشگل که سوارش بشی و دور خونه و پارک بچرخی. منم که 4 شنبه وقت دکتر داشتم و رفتم و همه چی عالی بود و قلب نازت هم تند تند و محکم میزد. گفت که هفته ی 32 هم باید یه سونو بدم. در مورد هزینه های سزارین و بیمارستان هم پرسیدم. راستش بابایی بازم سرش شلوغه. فصل امتحانات دانشجوهاس و بابا تو دانشگاه خیلی خسته میشه... الان چند روزه که جام جهانی فوتبال هم شروع شده، حتی وقت نمیکنه بعضی از بازی ها رو ببینه. بگذریم بری...
26 خرداد 1393

20 هفته و یک روز...

قند عسلم سلااااااام! شیطون بلای مامانی حالت خوبه؟ جات گرم و نرمه؟ اون تو از گرما اذیت نمیشی؟ من که این بیرون دارم از گرما هلاک میشم. امروز وارد نیمه ی دوم بارداری شدیم. حالا بریم ببینیم این هفته چه جوری بود. تغییرات مامانی: قد: 160 سانتیمتر وزن: 74.500 کیلوگرم دور شکم: 96.5 سانتیمتر تغییرات: از وزن که حرف نزنم خیلی بهتره. از اول بارداری تا حالا دقیقا شد 10 کیلو اضافه وزن. دور شکمم 1.5 سانتیمتر بیشتر شده. خیلی خوشم میاد که شکمم زده بیرون و همه میفهمن که تو دلم یه نی نی دارم. علائم: واااااااای... این هفته خیلی سخت گذشت. یه شب که باز بیخودی بالا آوردم. پا درد که چ...
19 خرداد 1393

سونوگرافی آنومالی و جنسیت جوجو کوچولوی مامان و بابا...

سلام عشقم! خوبی؟ امروز وقت کردم بیام و از سونوگرافی آنومالی برات تعریف کنم. شنبه 10 خرداد بود و من بین مریض وقت سونو گرفته بودم از دکتر فریور فرزانه... بابایی هم مرخصی گرفته بود که باهام بیاد. ساعت 8.30 باید میرفتیم. توی راه بابایی برام شکلات هوبی خرید. گفتم بخورم که تو شیطونی کنی و من تو مانیتور ببینمت و عشق کنم. انقدر شیرین بود نتونستم کامل بخورمش. دلمو زده بود ولی زوری میخوردم. شب قبلش از استرس یهو حالم به هم خورد. خلاصه رفتیم و اول یه خانمی نوبتش شد و رفت داخل... دل تو دلم نبود تا اینکه نوبتم شد و با بابایی رفتیم داخل... همون اولش بابایی اجازه گرفت که فیلم بگیره و آقای دکتر هم اجازه داد...
14 خرداد 1393

19 هفته و یک روز...

سلام آقا سید حسین جون! خوبی پسرکم؟ دیگه میتونم راحت اسمت رو صدا کنم چون سونوگرافی پسر بودنت رو تایید کرد. شیطون بلای منی تو... اول یه سری توضیح بدم در مورد این دو سه روز و سونوگرافی آنومالی و بعدش بریم سر تغییرات این هفته... شنبه رفتم سونو و بعدش رفتم خونه ی عزیز و با پارسا اومدیم خونه، واسه همین وقت نکردم هنوز سونو رو برات بذارم. شنبه باید 19 هفته تمام می بودم ولی تو سونو گفت 18 هفته و 6 روز، واسه همین امروز وارد 19 هفته و یک روز شدی. احتمال زیاد فردا پست مربوط به سونو رو بذارم. خیلی جالبه و حتما برات یادگاری خوبی میشه. تغییرات مامانی: قد: 160 سانتیمتر ...
13 خرداد 1393