31 هفته و یک روز...
سلام جیگرک! خوبی مامانی؟ من که خیلی حس خستگی دارم. پارسا رو بردیم این هفته خونه اشون؛ تو مدتی که بود کلی کار کردم و شبها خیلی پاهام درد می گرفت. تو هم که شیطوووووووون. فکر کنم دوست داشتی بیرون می بودی تا بتونی بازی کنی و شلوغ کنی و همه جا رو به هم بریزی. شایدم حسودی می کردی که بابایی داره با پارسا بازی می کنه. حسودی نکنی یه وقت هاااا... حالا تو بیا ببین بابایی چقدر تو رو دوست داره و باهات بازی های قشنگ و بامزه می کنه که هیچ بابایی از این بازی ها بلد نیست اصلا... بلههههههه این جوریاس... چهارشنبه رفتم دکتر همه چی خوب بود و برام سونوگرافی نوشت که تو این هفته برم انجام بدم. یعنی پنج شنبه. قرص آهن هم تموم کرده بو...
نویسنده :
مامان حسنا*
16:21

